نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

چکیده

رمان سال­های ابری از علی­اشرف درویشیان در چهار­ جلد و 1622­ صفحه نوشته ­شده و رویداد­های آن به­تقریب 33­ سال از زندگی راوی- قهرمان رمان را در­بر ­می­گیرد. در این­مقاله سرعت گذار رویداد­های داستان در روایت نویسندۀ این­رمان بر ­پایۀ آرای ژرار ژنت سنجیده­ می­شود. ژنت مقوله­های نظم و ترتیب، تداوم و بسامد را برای سنجش شتاب یک ­روایت به­کار ­می­گیرد. مطالعه و بررسی نمونه­های موجود در کل رمان نشان­ می­دهد که چینش رویداد­های داستان در روایت، بیشتر خطی است؛ گر­چه گذشته­نگری­ها و آینده­نگری­هایی نیز در روایت دیده­ می­شود. همچنین ارزیابی تداوم داستان و روایت، گویای آن است که میانگین 42/7­ روز از داستان در هر صفحه از رمان به­نمایش ­درآمده ­است. مقایسۀ تداوم میانگین هر ­یک از جلد­های چهار­گانۀ رمان با تداوم میانگین کل رمان نوسان منفی، مثبت، مثبت و منفی را به­ترتیب در شتاب روایی هر­ جلد اثبات­ می­کند. آمار­های به­دست ­آمده از چگونگی تکرار­ شدن رویداد­های داستانی نیز شمارگان بیشتر بسامد­های مفرد را تأیید ­می­کند که نسبت معنا­داری با گذار بیشتر ­خطی روایت دارد. یافته­ها و نتیجه­گیری این­ پژوهش، ن. ک:ته­های تازه­ای را در چهارچوب نظری آن به­دست ­می­دهد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

An Investigation of the Pace of the Story Time in the Narrative of “Cloudy Years” Novel by Ali-Ashraf Darvishian

نویسنده [English]

  • Morteza Heidari

Associate Professor, Department of Persian Language and Literature, Payame Nour University, Tehran, Iran

چکیده [English]

“Cloudy Years” novel by Ali-Ashraf Darvishian written in 4 volumes and 1622 pages and its events contain about 33 years of hero-narrator’s life. In the article, the speed of passing the story events through the author’s narrative is measured on the basis of Gerard Genette’s opinions. Genette utilizes order, duration, and frequency categories to measure the tempo of a novel. The study and survey of the existent specimens in all the novel demonstrate that the order of the events of the novel is more lineal, even though analepses and prolepses would be seen in the narrative, and evaluating the duration of the story and narrative makes clear that the average of 7/42 days of story exhibited in every page of the novel. The comparison between the average duration of every volume of the novel with the average duration of the novel proves negative, positive, positive and negative fluctuations in every volume of the novel, in turn. The acquired statistics of how being repeated the events of story approve also the more number of singulative frequencies which has a significant relationship with more lineal passing the narrative. The findings and conclusion of this research present new points in its theoretical framework.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Narratology
  • Gerard Genette
  • Story Time
  • Ali-Ashraf Darvishian
  • Cloudy Years

روایت­شناسی، دانشی است با رویکرد­های ناهمگون که چگونگی سامان­ یافتن یک­ رسانۀ روایی را بررسی­ می­کند. جدا­سازی سازه­هایی که پیکرۀ منتَظَمی را پی ­می­نهند و دست­ یافتن به شیوه‌هایی که روی ­هم­ رفته، نقشۀ ترکیب آن ­سازه­ها را باز­ می­نمایانند، بنیاد­های شناخت و نگاه روایت­شناسانه به­شمار­می­روند. موضوع مطالعۀ روایت­شناسی می­تواند بسیار ­گوناگون و نامتجانس باشد؛ از ­همین ­رو، دانشی پویا و کارآمد برای مطالعۀ پدیدار­های کهن و نوپیدای جوامع انسانی است و در ­گذار چندین­ دهه از پیدایی آن، کارآمدی روزافزونی یافته ­است. از­ میان نظریه­های شناخته ­شده در دانش روایت­شناسی، رویکرد «ژرار ژنت»[1]، منتقد فرانسوی، پیچیده­تر و فراگیر­تر از رویکرد­های دیگر ­نظریه­پردازان بوده ­است؛ تا جایی­که ام روزه ارجاع به دانش روایت­شناسی بدون ارجاع جزئی یا کلی به دستگاه نظری او به­دشواری ممکن ­است.

                بررسی نمونه­های برجستۀ ادبیات داستانی در زبان فارسی از دیدگاه روایت­شناسی، نتایج نظری و کاربردی سودمندی دارد و ریشه­های ارزیابی انتقادی متون داستانی را استوار­تر ­می­کند. شالودۀ دستگاه روایت­شناسی ژرار ژنت بر مطالعۀ چگونگی گذار زمان داستان از بستر روایت بنیان­ نهاده ­شده ­است. رمان سال­های ابری، اثر علی­اشرف درویشیان از رمان­های شناخته ­شدۀ زبان فارسی است که ویژگی­هایی فراخور سنجش انتقادی از­دیدگاه روایت­شناسی بر ­پایۀ آرای ژنت دارد. از ­این­ رو، بررسی فراز ­و ­فرود­های زمان داستان در روایت نویسندۀ رمان سال­های ابری، موضوع این ­پژوهش قرار­ گرفته ­است.

  1. پیشینۀ پژوهش

نظریۀ روایت­شناسی ژرار ژنت بیش از دو­ دهه است که از ­سوی پژوهشگران ایرانی برای مطالعۀ آثاری به زبان فارسی به­کار­ گرفته ­شده ­است و از میان آن­ها می­توان مقاله­های «نقد روایت­شناسانۀ مجموعۀ «ساعت پنج برای مردن دیر است» بر اساس نظریۀ ژرار ژنت» (1388) از قدرت­الله طاهری و لیلا­سادات پیغمبر­زاده، «بررسی روایت­شناسی طبقات­الصوفیه براساس نظریۀ «زمان در روایت» ژرار ژنت» (1396) از جواد صدیقی لیقوان و مهیار علوی­مقدم و «تحلیل زمان روایی در دو فیلم «دربارۀ الی» و «گذشته» از دیدگاه ژرار ژنت» (1396) از محمد شهبا و ماهرخ علی­پناهلو را برشمرد. این­مقاله­ها و مقاله­هایی از ­این­ دست -در بیشتر مواقع- بر پایۀ گزارش­های مفسران آرای ژنت به ­انجام­ رسیده­اند.

                در این ­پژوهش برای نخستین­بار فراز­ و ­فرود زمان داستان در روایت رمان سال­های ابری، به­ استقلال بررسی ­می­شود تا ضرباهنگ روایی این­ رمان واقع­گرا به­شیوه­ای اثباتی به جامعۀ ادبی فارسی­زبان ارائه ­شود. همچنین بازخوانی چگونگی تداوم داستان و روایت در دستگاه نظری ژنت بر پایۀ یافته­های این­پژوهش در کانون بررسی قرار­می­گیرد.

  1. روش­شناسی پژوهش

در ­این ­پژوهش تداوم زمان داستان و روایت -چنآن که ژرار ژنت در دستگاه نظری خود بدان پرداخته- در رمان سال­های ابری سنجیده­می­شود؛ از ­این ­رو، پژوهشی کاربردی است که به ­روش تحلیل محتوای آماری و بهره­گیری از ابزار­های کتابخانه­ای و الکترونیکی (پایگاه‌های استنادی و علمی) و با نمونه­گیری کل از رمان مطالعه ­شده سامان­ یافته­ است. آمار­های به­دست­آمده از مطالعۀ همۀ رمان در یافته­ها و نتایج نمود ­یافته، اما برای پرهیز از زیاده­گویی، تنها به­آوردن نمونه­هایی شاخص در­ جایگاه شواهدی برای بنیاد­های نظری بسنده می­شود.

                رمان سال­های ابری گونه­ای زندگی­نامۀ خودنوشت[2] است که با تاریخ (دوره­های قاجار و پهلوی) و ادبیات داستانی ایران پیوند ­خورده­ است. زندگی­نامه­های خودنوشت بر قهرمانی­ واحد متمرکز هستند که معمولاً با زاویۀ دید اول ­شخص، درونی و دانای محدود روایت می­شوند و ارزش روایی بالایی دارند (ن. ک: مارتین[3]، 1386). رمان سال­های ابری نیز از چنین­ چشم­اندازی روایت ­شده و از ­همین ­رو موضوع مطالعۀ این­ پژوهش قرار ­گرفته­ است.

  1. نظریۀ روایت­شناسی

گفته­اند، روایت[4] مجموعه­ای از رخداد­هایی است که دارای نظمی خاص بوده و از دیباچه، میانه و پایان­بندی مشخصی برخوردار­است (ن. ک: بنت و رویل[5]‌، 1388). رولان بارت[6] روایت را همزاد نوع بشر دانسته که فراگیر، فراملی، فراتاریخی و فرا­فرهنگی است و شمولی جهانی دارد. بارت روایت را دارای مواد و رسانه­های بسیار متنوع می­داند که در زبان، تصویر، نقاشی، تئاتر، فیلم، ادبیات، اخبار و در جهان واقع و تخیل دیده می­شود (ن. ک:  بارت، 1977)[7].

                مفهوم کلاسیک روایت­مندی[8] به ارتباطی گفتمانی محدود می­شود که مرجعی روایت­کننده یا یک میانجی دارد؛ به­مانند سفرنامه­های به­صِرف توصیفی. حال آنکه روایت­مندی در مفهوم ساختار­گرایی[9] می­تواند برای بازنمایی در هر رسانه­ای به­کار­ گرفته ­شود. مفهومی که در نقد ادبی از این ­دو ­گزارۀ انتقادی رایج شد، برآیندی از هر ­دوی این ­مفاهیم بود (ن. ک: اشمید[10]، 1394). «عناصر روایی متنِ روایت را می­توان و باید فارغ از رسانۀ ارتباطی که روایت در آن یافت می­شود مطالعه و بررسی کرد» (پرینس[11]، 1394).

                رویکردهای نظریه­پردازان به روایت و روایت­شناسی و رسانه­های دارای بازنمود روایی یکسان نبوده است (ن. ک: هرمن[12]، 1393). برخی از شناخته ­شده­ترین پژوهشگران حوزۀ ساختار­گرایی دربارۀ چگونگی سامان­یافتن روایت هم نظریه­پردازی­ کرده­اند.[13] اصطلاح روایت­شناسی ترجمۀ واژۀ فرانسوی narratologie است که تزوتان تودوروف[14] در کتاب خود دستور زبان دکامرون[15] (1969) ابداع ­کرده و نظریۀ آن از جهت تاریخی از دو سنت فرمالیسم (صورت‌گرایی) روس و ساختار­گرایی فرانسه مایه­ گرفته ­است (پرینس، 1394 و نیز ن. ک: اخوت، 1371). هدف روایت­شناسی «توصیف نظام قواعد ویژۀ حاکم بر تولید و پردازش روایت است» (پرینس، 1394 ونیز ن. ک: تایسن[16]، 1387)[17].

  1. نظریۀ روایت­شناسی ژرار ژنت

نظریۀ روایت­شناسی ژنت را باید در چهارچوب مکتب ساختار­گرایی­ای بررسی کرد که میدان متن را خود­بسنده و پیراسته از رویکرد­های جامعه­شناختی، معناشناختی و زیبایی­شناختی مطالعه می­کند. «هر تحلیلی که به خود اثر بسنده کند بی آنکه منابع یا انگیزه­ها را به بازی گیرد، تلویحاً ساختارگرایانه خواهد بود» (ژنت، 1388)[18]. در ادبیات، تعریف متداول «روایت» عبارت است از «بازنمود رویداد یا رشته­ای از رویدادهای واقعی یا خیالی به وسیلۀ زبان به­­ویژه زبان نوشتاری »(ژنت‌، 1390). ژنت می­نویسد: «هر گزارش یا داستان به عنوان روایت با سرگذشت یا قصه­ای که روایت می­کند، وابسته است و به عنوان سخن با شکل بیان روایی که خود برگزیده است» (نقل در احمدی‌، 1370 و نیز ن. ک: اشمیتس[19]‌، 1389). «روایت یک توالی زمانی دو­گانه میان زمان چیزی که گفته ­می­شود و زمان روایت (زمان مدلول و زمان دال[20]) است. ... این دو­گانگی نه­تنها همۀ اغتشاش­های زمانی ممکن را ارائه ­می­کند، بلکه ما را وامی­دارد تا یک ترتیب زمانی را در ارتباط با ترتیب زمانی دیگری بررسی­کنیم» (ژنت، 1980).

                ژنت عناصر روایت را در مقاله­ای طولانی و مهم (گفتمان روایی) که دربارۀ رمان در جست‌وجوی زمان از دست رفتۀ[21] مارسل پروست[22] نوشته، شناسانده­ است. شَمایی از مقوله­های مطالعه و متمایز ­شده از ­سوی ژنت را می­توان این­گونه برشمرد: ترتیب ارائۀ رخدادها (مختل شدن ترتیب وقایع به واسطۀ بازگشت زمانی و پیشواز زمانی)، دیرش بازنمایی (تمایز میان صحنه و خلاصه)، روابط میان زمان روایت­شده و زمان روایت، شیوۀ بازنمایی (کنش متقابل مُحاکات و نَقل)، روایت (چه کسی سخن می­گوید؟ راوی چه ­نسبتی با رخداد روایت ­شده دارد؟)، کانونی‌سازی (چه ­کسی می­بیند؟)، سطوح روایی­ای که به­واسطۀ آمدن داستانی در دل داستانی دیگر به­وجود­ می­آیند و مفهوم روایت­گیر در­جایگاه زوج ارتباطی راوی (ن. ک: مکاریک[23]، 1385 و کالر[24]، 1980)[25].

                زمان، جزو جدایی‌ناپذیر روایت است و شالوده و مبنای هر ­روایت به­تصویر­کشیدن رخدادها در قالب زمان است؛ چنان که فورستر[26] می­گوید: «داستان، نقل حوادث به ترتیب توالی زمانی است» (فوستر‌، 1369).

                ژرار ژنت در آرای روایت­شناسانۀ خود، بیش ­از هر­چیز دیگری به تحلیل رابطه­های زمانی میان متن روایی و داستانی که بازگو می­کند، می­پردازد (ن. ک: پرینس، 1394). وی در «گفتمان روایی: مقاله­ای در روش»[27] دربارۀ نظم در روایت و زمان روایت می­نویسد: «این دوگانگی نه فقط به تصرفات زمانی که در روایت‌ها رواج دارند، اجازۀ عرض اندام می­دهد (سه سال زندگی قهرمان در دو جملۀ رمان یا در چند نمای فیلم و... خلاصه می­شود)، بنیاد­ی­تر اینکه، این دوگانگی به ما گوشزد ­می­کند که یکی از کارکردهای روایت، ابداع یک طرح زمانی[28] با توجه به طرح زمانی دیگر است» (ریمون کنان[29]‌، 1381). رابطۀ میان زمان داستان و شبه­زمان روایت را در سه مقولۀ بنیادین آرای ژنت؛ یعنی نظم و ترتیب[30]، تداوم[31] و بسامد[32] باید­ مطالعه­ کرد (ن. ک: ریکور[33]، 1984).

4-1. نظم و ترتیب

 ژنت نظم را این­گونه توضیح­ می­دهد: «مطالعۀ نظم زمانی یک روایت؛ یعنی مطالعۀ نحوۀ قرار گرفتن رخدادهای داستانی یا جایگیری برش­های زمانی در گفتمان­ روایی و مواجه­ کردن آن‌ها با ترتیب وقوع همان­ رخدادها یا نحوۀ اجرای همان برش­های زمانی در داستان» (ژنت، 1980). عمده­ترین ­انواع ناه ماهنگی میان نظم داستان و نظم متن و به گفتۀ ژنت «نابهنگامی­ها یا زمان‌پریشی­ها»[34]‌، «بازگشت به گذشته»[35] یا «پس­نگری»[36] و «رجعت به آینده»[37] یا «پیش­نگری»[38] هستند. ژنت این ­دو ­واژه را به ترتیب «گذشته­نگر»[39] و «آینده­نگر»[40] نام­گذاری­ می­کند. هم روایت گذشته­نگر و هم آینده­نگر نسبت به روایتی که از آن جوانه ­زده­اند و ژنت آن را «اولین روایت» می­نامد از نظر زمانی لایۀ دوم روایت را پی ­می­نهند. بنابراین، «اولین روایت»‌، گاهی دایره­وار‌، «سطح زمانی روایتی است که بر اساس آن زمان­پریشی را این­گونه تعریف ­کردیم: ناه ماهنگی میان نظم داستان و نظم متن» (ریمون. کنان، 1387 و ژنت، 1980 و نیز ن. ک: ریکور‌، 1383 و لینت ولت، 1390).

4-2. گذشته­نگری

ژنت گذشته­نگری­ها را سه­گونه می­داند:

الف- گذشته­نگری­های برون­داستانی[41]: به اصطلاح ژنت اگر گذشته­نگری­ها، گذشته­ای را فرا یاد ­آورند که پیش از نقطۀ آغاز اولین روایت به­وقوع پیوسته ­است، «گذشته­نگرهای برونی»اند. این­گونۀ گذشته­نگری دربارۀ شخصیت، رخداد و خط داستانی دیگر، اطلاعاتی در اختیار خواننده می­گذارد (ن. ک: ژنت، 1980).

ب- گذشته­نگری­های درون­داستانی[42]: گذشته­نگری­های دیگر ممکن است گذشته­ای را در یاد زنده ­کنند که پس از نقطۀ آغاز اولین روایت رخ­ داده­اند، اما یا به­گونه­ای پس­­نگرانه تکرار­ شده­اند یا اینکه خارج از مکان «مقرر» برای اولین ­مرتبه در نقطه­ای از متن نقل­شده­اند (همان).

ج- گذشته­نگری­های ­مرکب[43]: اگر دوره­ای که گذشته­نگری را دربر می­گیرد، پیش از نقطۀ آغاز اولین ­روایت آغاز­شود، اما در مرحلۀ بعد­تر، داستانِ این دوره به اولین روایت متصل­شود یا از آن جلوتر برود، آن­گاه گذشته‌نگری، مرکب خواهد ­بود (همان). بنابراین، گذشته­نگری­های مرکب در ­اندرون گذشته‌نگری‌های برون­داستانی پرورده­ می­شوند.

4-3.­ آینده­نگری

آینده­نگری، روایت­ شدن رخداد داستان پیش از نقل ­شدن رخدادهای اولیه است؛ گویی روایت به آیندۀ داستان نقل مکان می­کند. اگر سه رخداد الف، ب و ج به­ترتیبِ ج، الف و ب پشت سر هم قرار­گیرند، آن­گاه رخداد «ج»، آینده‌نگر خواهد ­بود. در­مجموع، بحث ژنت این است که کاربرد آینده­نگری در روایت­های اول‌ شخص نسبت به دیگر روایت­ها نمود برجسته­تری دارد (ریمون کنان، 2008 و ژنت، 1980). ژنت می­گوید، دست­کم در سنت روایی غرب، آینده­نگری­ها آشکارا کم­بسامد­تر از گذشته­نگری­ها هستند (ژنت، 1980).

            آینده­نگری­ها نیز همانند گذشته‌نگری­ها به سه­دسته بخش­می­شوند:

الف- آینده­نگری­های درون­داستانی[44]

ب- آینده­نگری­های برون­داستانی[45]

ج- آینده­نگری­های ­مرکب[46]

                آینده­نگرها می­توانند به یک شخصیت، رخداد یا خط داستان در متن اشاره­کنند (درون‌داستانی) یا به شخصیت، رخداد و خط داستان دیگر (برون­داستانی). همچنین آینده‌نگرها همانند گذشته­نگرها می­توانند دوره­ای ورای پایان اولین روایت را در­بر ­بگیرند (بیرونی) یا دوره‌ای مقدم بر اولین روایت یا مؤخر بر نقطه­ای که نقل اولین روایت در آن آغاز شده ­است (درونی) یا می­توانند ترکیبی از بیرونی و درونی باشند (مرکب) (ریمون کنان، 2008 و ژنت، 1980).

                گذشته­نگر­ها­ و آینده­نگر­ها به دو­دستۀ اصلی و فرعی هم بخش ­می­شوند؛ چنانچه دربارۀ شخصیت، رخداد و یا خط سیر روایت باشند، گذشته­نگر­ها و آینده­نگر­های اصلی وگرنه فرعی به­شمار­می­روند (ن. ک: ژنت، 1980). آینده­نگری­ می­تواند در سیر روایی داستان، روایتی تهی داشته ­باشد به­گونه­ای که در ادامۀ روایت دیگر هیچ­ اشاره­ای به آن نشده­ باشد. همۀ آینده­نگری‌های برون­داستانی روایتی تهی دارند. آینده­نگری پرش از اکنون به آینده است و چگونگی نمود آن در روایت، خواننده را با تعلیق، کنجکاوی و شگفتی رو­به­رو­می­کند (ن. ک: تولان، 1383).

4-4. تداوم (دیرش)

دومین ­مقوله در دستگاه روایت­شناسی ژنت، فراز و فرود جریان زمان در داستان و روایت است. دیرش به رابطۀ مدت ­زمان وقوع یک رخداد در جهان داستان و مدت­زمانی که طول ­می­کشد تا این رخداد روایت ­شود، می­پردازد (ن. ک: برتنس‌، 1387؛ تایسن، 1387 و آلوت[47]، ۱۳۶۸). ژنت زمان داستان را زمان واقعی و متعارف و زمان روایت را شبهِ­زمان[48] می­داند (ژنت، 1980). سرعت روایی یک داستان بیش از هر ­مقولۀ روایت­شناختی دیگری با مقولۀ دیرش در پیوند است. «سرعت یک روایت با رابطۀ میان دیرش (آنچه از داستان که با ثانیه­ها، دقایق، ساعت­ها، روز­ها، ماه‌ها و سال­ها سنجیده ­می­شود) و طول[49] (آنچه از متن که با سطر­ها و صفحه­ها سنجیده­ می­شود)، مشخص ­می­شود» (ژنت، 1980). رابطۀ میان زمان روایت و زمان واقعی می­تواند به یکی از سه‌گونۀ زیر باشد:

4-4-1. شتاب منفی[50]

اختصاص بخشی بلند از متن به مدت ­زمان کوتاهی از داستان، شتاب منفی را در روند روایت ایجاد­ می­کند (ریمون کنان، 2008). شتاب منفی در حد نهایی خود منجر به مکث توصیفی[51] می­شود؛ زیرا توصیف ماجرا، زمان خواندن را طولانی­تر از زمان رویداد می­کند (تولان، 1383). راوی با آوردن روایت­های فرعی، ذهن­پردازی­ها و یا تک­گویی­های خود و دیگر­شخصیت­ها، همچنین آوردن گذشته­نگری­های پی­ در پی که برای رها­ شدن از کشمکش با زمان حال انجام می­گیرد و یا افزودن رخداد­های مستقل و... به روایت­ها بر حجم روایت داستان می­افزاید و به­گونه­ای محسوس، روایت را با شتاب منفی روبه‌رو ­می­کند.

4-4-2. شتاب مثبت[52]

اختصاص بخشی کوتاه از متن روایت به مدت­زمان درازی از داستان، شتاب مثبت را در ­پی خواهد ­داشت (ریمون کنان، 2008). حذف و خلاصه­گویی دو شگرد اصلی برای افزودن شتاب روایت هستند (ن. ک: تولان‌، 1383).

4-4-2-1. حذف[53]

حذف در یک روایت آن­ مقدار از زمان داستان است که از روایت برچیده ­شده ­است (ن. ک: ژنت، 1980). حذف یا از گونۀ آشکار[54] است یا از گونۀ ضمنی[55]. حذف­های آشکار از یک نشانۀ حذف زمانی (مشخص[56] یا نامشخص[57]) نشأت ­می­گیرند. حذف­های ضمنی حضورشان در متن اظهار ­نمی­شود و خواننده می­تواند تنها از ­طریق برخی خلأ­ها یا شکاف­های زمانی در پیوستار روایت آن­ها را استنباط­کند (ژنت، 1980).

4-4-2-2. خلاصه[58]

خلاصه یک تکنیک روایی در داستان است که در آن زمان داستان گسترده­تر­ و بزرگ‌تر از شبه­زمان روایت است؛ به­گونه­ای­که رویداد­های داستانی در کمترین­ مقدار روایی به نمایش درمی­آیند و جزئیاتی مانند کنش­ها، توصیف­ها و نقل­قول­ها از روایت کنار­ گذاشته­ می­شوند (ن. ک: ژنت، 1980). رویداد­های فرعی و ک ماهمیت که روایت را از تکاپو باز­می­دارند، بهترین­گزینه برای خلاصه ­شدن در روایت هستند.

4-4-3. شتاب ثابت[59]

ثبات سرعت در روایت، نسبت بدون تغییری میان زمان داستان و طول متن است. برای نمونه زمانی­ که یک­ سال از زندگی یک شخصیت در یک­ صفحه در میان متن گفته­ می­شود، سرعت ثابت می­شود (ن. ک ریمون کنان، 2008). در این ­هنگام، نسبت یک­به­یک در بخشی از داستان و بخش متناظر آن در روایت به­کار­ گرفته­ شده ­است. ژنت اصطلاح همزمانی[60] را در گزارش ثبات نسبی داستان و روایت به­کار­می­گیرد (ن. ک: ژنت، 1980). گفت‌وگو­ها نمونۀ برجسته­ای از سرعت ثابت برقرار­ شده میان داستان و روایت هستند. صحنۀ[61] همراه با گفت‌وگو هم از گونه­های برابری قراردادی میان زمان روایت و زمان داستان است. صحنه، بیشتر در گفت‌وگو دیده­ می­شود (ن. ک: ژنت، 1980).

4-5. بسامد (تکرار)

سومین­ رابطۀ میان ترتیب زمانی و ترتیب روایی داستان در دستگاه روایت­شناسی ژنت، بسامد یا تکرار است. «آنچه را من بسامد روایت می­نامم، یعنی روابط بسامد (یا به­زبان ساده­تر روابط تکرار) میان روایت و داستان[62] که تاکنون منتقدان و نظریه­پردازان رمان مطالعات اندکی در این زمینه داشته­اند.» (ژنت، 1980). بسامد، نسبت زمان را با موقعیت روشن­می­کند (ن. ک: ژنت، 1980 و احمدی‌، 1370). ممکن است شخصیت­های مختلف داستان، رخداد واحدی را از زوایای دید گوناگون گزارش­کنند، یا یک­ رخداد از زبان یک شخصیت واحد، اما در برهه­هایی مختلف از زندگی او نقل­شود که زوایای دید متعدد را به­دنبال­ خواهد ­داشت (برتنس‌، 1387 و نیز ن. ک: ریکور، 1984). «روایت می­تواند چیزی را که یک­بار روی­ داده، یک­بار بگوید؛ چیزی را که n­بار روی ­داده، n­بار بگوید؛ چیزی را که یک­بار روی­ داده n­بار بگوید؛ و چیزی را که n­بار روی­ داده، یک­بار بگوید» (ژنت، 1980). رابطۀ کمیِ میان رخدادهای داستانی و روایت آن‌ها در متن به یکی از گونه‌های زیر نمود­ پیدا­ می­کند.

 

 

4-5-1. بسامد مفرد یا تک­محور[63]

ژنت روایتی را که در آن یک ­رویداد یک­بار روایت شده[64]، روایت مفرد[65] و روایتی که در آن، آنچه n بار روی داده، n بار نیز روایت شده[66] را مفرد نامیده است. به گفتۀ ژنت «روایت مفرد بر­اساس تعداد رویداد­های دو­طرف تعریف نمی­شود، بلکه بر­اساس برابر ­بودن این تعداد شناخته می­شود» (ژنت، 1980). بسامد مفردی که رویداد و روایتی واحد داشته ­باشد، تک­وجهی وگرنه چند­وجهی نامیده­می­شود. این­شیوه، متداول­ترین نوع بسامد در ساختار روایت است.

4-5-2. بسامد مکرر یا چند­محور[67]

n­بار روایت کردن رویدادی که یک­بار واق ع­شده[68]، نوع دیگری از بسامد در روایت است که ممکن است با ادبیات بی­ارتباط ­پنداشته­ شود. بسیاری از متن­های مدرن بر­ پایۀ گنجایش‌های روایی برای تکرار بنیان ­نهاده ­شده­اند (ن. ک: ژنت، 1980 و نیز ن. ک: تودوروف‌، 1379).

4-5-3. بسامد بازگو[69]

سرانجام، یک­بار روایت ­کردنِ (یا به عبارتی در ­یک­بار روایت ­کردنِ) چیزی است که n ­بار روی ­داده ­است.[70] این­نوع روایت را که یک­گفتار روایی منفرد چندین ­­وقوع از یک ­حادثه را پوشش می­دهد، ما روایت بازگو[71] می­نامیم (ژنت، 1980 و نیز ن. ک: ریمون کنان، 2008 و تودوروف‌، 1379).

 

 

  1. بررسی مقوله­های نظم، دیرش و بسامد در ساختار روایی رمان سال­های ابری

اکنون مقوله­های نظم و ترتیب (که زمان­پریشی­ها را در کانون بررسی خود دارد)، دیرش یا تداوم (که رابطۀ میان زمان داستان و شبه­زمان روایت را می­سنجد) و بسامد (که به تکرار رخداد­های داستانی در روند روایت می­پردازد) در رمان سال­های ابری مطالعه ­می­شود.

5-1. نظم و ترتیب در رمان سال­های ابری

5-1-1. گذشته­نگری

در رمان سال­های ابری راوی گاهی در روند روایت، زمان آن را به گذشته برمی­گرداند. در واپس­نگر­ی­های این­رمان با دو زمان رو­به­رو می­شویم:

- زمان گذشتۀ دور: این­گونۀ گذشته­نگری بیشتر در جلد اول رمان و ابتدای جلد چهارم به­کار ­رفته است. از آنجا که راوی هیچ اطلاعی دربارۀ رویدادهای دور ندارد، خود را کنار ­می­کشد تا رویدادها از زبان شخصیت­های دیگر داستان روایت ­شود. روایت در رمان سال‌های ابری در زمان حال آغاز ­می­شود. همزمان با به دنیا آمدن فرزند سوم خانواده، راوی تولد خود را از زبان بی­بی تداعی ­می­کند و اولین­ گذشته­نگری دور را در داستان به‌وجود می­آورد: «بی­بی در کنارم دراز می­کشد و در زیر نور نارنجی چراغ با خستگی تعریف می‌کند: ...» (درویشیان، 1387). زمان آغاز این ­روایت چون پیش از روایت اصلی بوده از نوع برون­داستانی است و از آن­ رو که این ­روایت دربارۀ راوی است از گونۀ گذشته­نگری اصلی است. بی­بی با خاطره­هایی که برای راوی تعریف می‌کند، روند روایت را از حال به گذشته­های بسیار ­دورتر از روایت اصلی می­برد و دوباره آن را به زمان حال برمی­گرداند که گذشته­نگری­هایی از گونۀ مرکب هستند. راوی با گذشته­نگری از زبان پدرش، مشی­بوچان، ماجراهای پدربزرگش، داوریشه و مادربزرگش، خانمی را که شامارخان آن­ها را زندانی کرده ­بوده، روایت ­می­کند (همان).

- زمان گذشتۀ نزدیک: در این­گونۀ گذشته­نگری، راوی رویدادهایی را که به روزها، هفته­ها یا سال پیش باز­می­گردد، روایت ­می­کند. افزون بر راوی، این رویدادها از زبان دیگر شخصیت­ها نیز بازگو ­می­شود و به­نمایش ­در­می­آید؛ زمانی که دایی‌ حامد از سربازی برگشته، راوی دست به گذشته­نگری نزدیک می­زند و از ماجراهایی که در جنگ بر او گذشته، روایت­می­کند (همان). بی­بی از خواستگاری­ رفتن­های خود برای دایی­ حامد گزارش ­می­دهد و زمان روایت را به گذشتۀ نزدیک می­برد (همان).

                بیشتر گذشته­نگری­های رمان سال­های ابری در زمان گذشتۀ نزدیک روی ­می­دهند. از ­­آنجا که بیشتر این­ گذشته­نگری­های نزدیک در جریان سیر اصلی داستان هستند از ­گونۀ درون­داستانی و از آنجا که دربارۀ شخصیت­های اصلی داستان ­هستند از گونۀ گذشته­نگری اصلی به­شمار می‌روند.

5-1-2. آینده­نگری

آینده­نگری در رمان سال‌های ابری، گاهی از زاویۀ دید راوی و گاهی از زاویۀ دید شخصیت­های اصلی یا فرعیِ حاضر در روایت به ­انجام­ می­رسد. در زمان مرگ خانمی، بی­بی با یک آینده­نگریِ روایت­آمیز درون­داستانی پیش­بینی­می­کند که گیدان، اموال خانمی را بالا ­بکشد (همان). راوی هنگامی­که در زندان است با آینده­نگری وقوع انقلاب را در نامه­ای که به همسرش می­نویسد، پیش­بینی­می­کند و در ادامۀ روایت بر این­آینده­نگری خود تأکید­ می­کند (همان). چون پی روزی انقلاب بعد از روایت اصلی رخ­می­دهد، این آینده­نگری از گونۀ برون­داستانی و تُهی است.

                هرچند بسامد زمان­پریشی­های گذشته­نگر و آینده­نگر در این­رمان زیاد است، اما وجه غالب بر ساختار روایی رمان، نظم خطی و یکنواخت است. از همین­ رو، در جدول‌های (1) و (2) به شمارش تخطی­های زمانی گذشته­نگر و آینده­نگر برای سنجش میزان انحراف معیار روایت از روند متعارف و متداول خود بسنده­ می­شود.

جدول 1. گذشته­نگری­های رمان سال­های ابری

 

گو.نه­های گذشته­نگری

فراوانی

گذشته­نگری­های راوی

92

گذشته­نگری­های شخصیت­های اصلی

143

گذشته­نگری­های شخصیت­های فرعی

161

مجموع گذشته­نگری­ها

396

 

 

 

جدول 2. آینده­نگری­های رمان سال­های ابری

گونه­های آینده­نگری

فراوانی

آینده­نگری­های راوی

79

آینده­نگری­های شخصیت­های اصلی

29

آینده­نگری­های شخصیت­های فرعی

60

مجموع آینده­نگری­ها

168

 

5-2. تداوم (دیرش) در رمان سال­های ابری

در رمان سال‌های ابری هر ­چند زمان تقویمی دقیقی مشخص ­نشده و راوی نیز مرزبندی دقیقی از سال‌های زندگی­­اش تعیین ­نکرده، اما در روایت­هایش نشانه­های زمانی را کمابیش به­کار ­برده و می­توان از روی این نشانه­ها که گاهی آشکار است، بازه آغاز تا انجام زمان داستان را اندازه گرفت. راوی در این رمان ماجراهای زندگی خودش، شریف داوریشه، شخصیت اصلی داستان، را از سن 4­ سالگی تا 37­ سالگی روایت ­می­کند که به­تقریب، 33­ سال از دوران زندگی وی را دربر می­گیرد. حجم متن اختصاص­ یافته به این ­33 سال، 1622­ صفحه است. اکنون جلدهای چهار­گانۀ کتاب سال­های ابری و زمان داستان در هر­یک از جلد­های کتاب به چهار ­بخش تقسیم می­شود (جدول (3)).

جدول 3. بخش­بندی هر­یک از جلد­های چهار­گانۀ رُمان سال­های ابری بر­پایۀ زمان

بخش­بندی

شمارۀ جلد

سن تقویمی راوی

زمان داستان در هر جلد

تعداد صفحات هر­جلد

اول

اول

10 - 4­ سالگی (دوران کودکی)

حدود 6­ سال

406­ صفحه

دوم

دوم

20 - 10 سالگی (از دوران کودکی تا دانش‌آموختگی از دانشسرا)

حدود 10 سال

424­ صفحه

سوم

سوم

30 - 20 سالگی (از آغاز معلمی تا آغاز دستگیری و زندانی ­شدن)

حدود 10 سال

338­ صفحه

چهارم

چهارم

37 - 30 سالگی (سه­ دورۀ زندان­ رفتن تا آزاد­ شدن در آستانۀ انقلاب اسلامی)

حدود 7­ سال

427 صفحه

براساس جدول (3) میانگین صفحات اختصاص­یافته به زمان داستان در همۀ رمان سنجش­پذیر خواهد ­بود که در جدول (4) ارائه شده است.

 

 

جدول 4. میانگین ضرباهنگ زمان داستان در برابر شبه­زمان روایت در رمان سال­های ابری

زمان داستان در رمان

33­ سال

396­ ماه

12045­ روز

شبه­زمان روایت= صفحات اختصاص یافته به رمان

1622­ صفحه

1622­ صفحه

1622­ صفحه

میانگین ضرباهنگ زمان داستان در روایت= تقسیم زمان داستان بر صفحات رمان

020/0

244/0

42/7­

                با توجه به اینکه هر­ سال 365­ روز است، آن­گاه هر­ ماه یک سال میانگین 416/30­ روز خواهد داشت و 33­ سال داستان، برابر با 396­ ماه و 12045­ روز خواهد ­بود. جدول (4) گویای آن است که هر­ سال داستان، میانگین 020/0 سال در هر­صفحۀ روایت پیش­رفته است. همچنین هر­ ماه داستان، میانگین 244/0 ماه در هر صفحه و روز­های داستان، میانگین 42/7­ روز در هر صفحه سرعت پیش­روی داشته ­است. بنابراین، شتاب ثابت گذار روز­های داستان در هر­صفحۀ روایت از همۀ رمان، 42/7­ روز است؛ بدین­معنی که اگر در هر­یک از جلد­های چهار­گانۀ رمان، روز­های بیشتری از داستان به هر­ صفحه از روایت اختصاص­ یافته ­باشد، زمان داستان بزرگ‌تر از شبه­زمان روایت خواهد­ شد و مقدار کمتری از روایت در برابر زمان داستان درنگ ایجاد­ خواهد­ کرد که نتیجۀ آن شتاب مثبت داستان خواهد بود. چنانچه زمان داستان کمتری در هر ­صفحۀ روایت بازنمود ­داشته ­باشد، روایت بر داستان چیره و شتاب داستان منفی خواهد­ شد[72]. اکنون ضرباهنگ زمان داستان و شبه­زمان روایت در هر­جلد از رمان بررسی­ می­شود.

                در جدول (5) ضرباهنگ گذار زمان داستان از مسیر روایت در جلد اول رمان برای روز­های ابری ارائه شده است است. براساس این جدول ضرباهنگ گذار زمان داستان از مسیر روایت در این جلد از رمان روزهای ابری در برابر هر­ صفحۀ رمان میانگین 39/5­­­ روز در هر­ صفحه از روایت بوده ­است و در ­مقایسه با تداوم میانگین زمان داستان در هر­صفحۀ روایت در کل رمان که 42/7­ روز در هر­ صفحه است؛ سرعت زمان داستان کمتر و شتاب آن منفی شده­ است.

 

 

جدول 5. ضرباهنگ زمان داستان در برابر شبه­زمان روایت در جلد اول رمان سال­های ابری

زمان داستان در جلد اول رمان

حدود 6­ سال

72­ ماه

2190­ روز

صفحات اختصاص یافته به جلد اول رمان

406­ صفحه

406­ صفحه

406­ صفحه

میانگین ضرباهنگ زمان داستان در روایت= تقسیم زمان داستان بر صفحات جلد اول

014/0

177/0

39/5­

                در جدول (6) ضرباهنگ گذار زمان داستان از مسیر روایت در جلد دوم رمان برای روز­های ابری ارائه شده است است. براساس این جدول در جلد دوم رمان، زمان داستان، میانگین 60/8­ روز در هر­ صفحه از روایت تداوم ­داشته که نشان ­می­دهد در ­مقایسه با ضرباهنگ میانگین رمان که 42/7 روز در هر­ صفحه است، درنگ زمان داستان در هر­ صفحه از روایت کمتر شده و در­نتیجه شتاب داستان در جلد دوم روندی مثبت داشته است.

جدول 6. ضرباهنگ زمان داستان در برابر شبه­زمان روایت در جلد دوم رمان سال­های ابری

زمان داستان در جلد دوم رمان

حدود 10­ سال

120­ ماه

3650­ روز

صفحات اختصاص یافته به جلد دوم رمان

424­ صفحه

424­ صفحه

424­ صفحه

میانگین ضرباهنگ زمان داستان در روایت= تقسیم زمان داستان بر صفحات جلد دوم

023/0

283/0

60/8­

                در جدول (7) ضرباهنگ گذار زمان داستان از مسیر روایت در جلد سوم رمان برای روز­های ابری ارائه شده است است. براساس این جدول در جلد سوم رمان، 80/10­ روز از داستان میانگین پراکنش در هر­صفحۀ روایت داشته که در ­مقایسه با تداوم ثابت رمان که 42/7­ روز در هر ­صفحۀ رمان است، زمان داستان در برابر روایت بزرگ­تر و سرعت نمایش داستان در هر­صفحۀ روایت بیشتر شده که شتاب مثبت سیر زمان داستان را به­دنبال داشته ­است.

جدول 7. ضرباهنگ زمان داستان در برابر شبه­زمان روایت در جلد سوم رمان سال­های ابری

زمان داستان در جلد سوم رمان

حدود 10­ سال

120­ ماه

3650­ روز

صفحات اختصاص یافته به جلد سوم رمان

338­­ صفحه

338­­ صفحه

338­­ صفحه

میانگین ضرباهنگ زمان داستان در روایت= تقسیم زمان داستان بر صفحات جلد سوم

029/0

355/0

80/10­

                در جدول (8) ضرباهنگ گذار زمان داستان از مسیر روایت در جلد چهارم رمان برای  روزهای ابری ارائه شده است است. براساس این جدول در جلد چهارم رمان، 98/5­ روز از داستان در هر­ صفحه از روایت رمان توزیع میانگین داشته که در ­مقایسه با تداوم ثابت هر روز از زمان داستان در هر­ صفحه از روایت رمان که 42/7­ روز است؛ زمان داستان کوچک­تر و درنگ روایت بیشتر شده ­است. بنابراین، شتاب داستان در جلد چهارم منفی بوده ­است.

جدول 8. ضرباهنگ زمان داستان در برابر شبه­زمان روایت در جلد چهارم رمان سال­های ابری

زمان داستان در جلد چهارم رمان

حدود 7­­ سال

84 ماه

2555­ روز

صفحات اختصاص یافته به جلد چهارم رمان

427­ صفحه

427­ صفحه

427­ صفحه

میانگین ضرباهنگ زمان داستان در روایت= تقسیم زمان داستان بر صفحات جلد چهارم

016/0

196/0

98/5

                 از آمار­های به­دست­آمده دانسته­ می­شود که روایت رخدادهای داستانی رمان سال‌های ابری همیشه یکسان نیست. گاهی گذار داستان سرعت کمتری دارد و گاهی هم داستان شتاب بیشتری می­گیرد. در ادامه چرایی منفی، مثبت و ثابت ­­شدن شتاب در رمان سال­های ابری بررسی ­می­شود.

5-2-1. عناصر کاهندۀ شتاب روایت در رمان سال­های ابری

5-2-1-1. درنگ توصیفی

توصیف راوی از صحنه­های دهشت­آور فقر و زندان در جای­جای این­ رمان دیده ­می­شود که برآمده از زندگی فقیرانه و دردآلود اوست؛ برای نمونه گزارش چگونگی دستگیر ­شدن راوی به­همراه دوستش، خداکرم، در جلد چهارم، فصل «کمیته»، جزء­به­جزء در 32­ صفحه روایت ­شده است. تصویر ­کردن شکنجه­ها و اقدامات امنیتی ساواک در زندان که در صفحه‌های «1358، 1365 و 15552» نمود ­یافته از دیگر­ نمونه­های درنگ توصیفی در این ­رمان هستند.

 

 

5-2-1-2. شخصیت­پردازی

گستردگی زمانی و مکانی رمان سال‌های ابری، حضور شخصیت­های متعدد اصلی و فرعی را در روایت ناگزیر­ می­کند. شخصیت­پردازی با توصیف پیوندی تنگاتنگ دارد تا­جایی­که بدون آن ممکن ­نمی­شود.

                راوی توصیف شخصیت­ها را از بی­بی آغاز ­می­کند که تأثیر مستقیمی بر شخصیت وی داشته و تیپ مادربزگ مهربان را برای روایت­شنو به­تصویر­ می­کشد. توصیف افراد و کارهای هر­ روزه‌شان که هر ­کدام از آن‌ها نمونه­ای از انسان­های درد کشیدۀ جامعۀ زمان راوی هستند از دیگر ­توصیف­های راوی برای نمایاندن دقیق­تر شخصیت­های رمان است (همان).

5-2-1-3. گذشته­نگری

در رمان سال­های ابری راوی و دیگر­شخصیت­ها با بیان مکرر خاطرات گذشته به گسترش روایت می­پردازند و با رفت­و­برگشت­های پیاپی شتاب روایت را منفی­ می­کنند؛ برای نمونه بی­بی زندگی گذشتۀ خود و شیوۀ بزرگ­ کردن بچه­هایش را در صفحه­های «32 - 28 ، 51- 50 و 19» برای راوی روایت ­می­کند یا درجلد چهارم، فصل «نبض زنجیر»، صفحه­های «1230 - 1199»، راوی ­هنگام گزارش ماجرای دستگیری­اش هم خوانندۀ رمان را با خود به گذشته می­برد و هم زمان داستان را می­ایستاند و بر حجم روایات می­افزاید. این­گذشته­نگری­ها شتاب منفی روایت را به‌دنبال ­دارد.

5-2-1-4. تک­گویی درونی

تک­گویی درونی، گفت‌وگوی یک­نفره­ای است که در ذهن شخصیت اصلی داستان جریان دارد. خواننده نیز به­گونه­ای غیر­مستقیم در جریان افکار و واکنش­های راوی نسبت به اطرافیان و محیط پیرامونش قرار ­می­گیرد و سیر اندیشه­های او را دنبال ­می­کند (ن. ک: میرصادقی و میرصادقی، 1377). تک­گویی درونی مستقیم شیوۀ غالبی است که راوی - قهرمان رمان سال­های ابری رخداد­­ها را از دریچۀ نگاه اول­ شخص روایت ­کرده ­است. راوی گاهی با تک­گویی­های خود از رنج­های مادر و احساسات سپاس­مندانۀ خود به او سخن ­می­گوید (ن. ک: درویشیان، 1387) و در­ صفحۀ 478 رمان، هنگام بیماری مادر، دلسوزگی­ها و نازک­دلی­هایش را برای مادر بسیار ­زیبا تک­گویی ­می­کند.

5-2-1-5. استفاده از شعر

یکی­دیگر از عنصر­های کاهندۀ شتاب روایت در ­رمان سال­های ابری، کاربرد فراوان اشعار فارسیِ دارای فرم و محتوای متفاوت است زمان داستان با به­کار­گیری اشعار مداخله­ای صفر می­شود و برعکس، شبه­زمان روایت گسترش ­می­یابد. راوی گاهی این شعرها را در کلاس درس از زبان خودش می­آورد (همان). هنگامی­که در زندان به­سر ­می­برد در خلوت خود ابیاتی از شعر «اجاق سرد» از نیما یوشیج را زمزمه ­می­کند (همان). روی­هم­رفته، راوی در صفحه­های 25، 115، 142، 154، 173، 204، 250، 278، 288، 295، 348، 442، 469، 476، 478، 490، 490، 492، 499، 500، 509، 527، 579، 705، 706، 712، 717، 744، 745، 774، 778، 794، 795، 896، 797، 808، 81، 817، 835، 836، 882، 883، 884،940، 952، 966، 1002، 1151، 1180، 1183، 1189، 1231، 1234، 1283، 1286، 1330، 1347، 1372، 1389، 1395، 1396، 1438، 1439، 1446، 1471، 1474، 1475، 1505، 1561، 1563، 1618، 1619 و 1622 از شعر استفاده ­کرده است.

5-2-1-6. بسامد (تکرار)

تکرار رویدادهای داستانی و فراوانی آن­ها در ساختار روایت نیز شتاب روایی داستان را می­کاهد. راوی- قهرمان در این ­رمان با تکرار بعضی از رویدادها نشان­ می­دهد که آن ­رویداد­ها چه ­تأثیر ویژه­ای بر افکار و رفتار او داشته­اند؛ برای نمونه با تکرار­ کردن سخنان بی­بی که در کودکی به او گفته در­ صفحه­های «30، 232، 342، 596، 648، 807 و 1002»، نشان­ می­دهد که بی­بی جایگاه ویژه­ای در شکل­گیری شخصیت او داشته است. از میان دیگر ­بسامدهای مکرری که شتاب روایی داستان را کُند­ کرده، می­توان به تکرار­ کردن جرم زندانیان در­ صفحه­های «1272 - 1273، 1277، 1293 و 1333» اشاره کرد.

5-2-1. عناصر افزایندۀ شتاب روایت در رمان سال­های ابری

5-2-1-1. حذف

راوی در بخش­هایی از رمان با حذف­ کردن توضیحات و نکته­های فرعی به روایت خود شتاب مثبت می­دهد. در شگرد حذف، زمان در داستان گذشته ­است (گذشته­نگری)، می­گذرد (سیر خطی) و یا خواهد­ گذشت (آینده­نگری)، اما شبه­زمان در روایت سپری نمی‌شود و به ­کمینه­ مقدار خود فشرده­ می­شود. در رمان سال‌های ابری هر­سه­گونۀ حذف آشکارِ مشخص و نا­مشخص و حذف ضمنی (استنباطی) به­کار ­رفته ­است.

                در ­صفحۀ 1596، پس از آنکه راوی از آخرین ­بازجویی خود در زندان و گرفتن حکم 11 سالۀ زندان گذشته­نگری­ می­کند، ماجراهای دو­ سال از زمان زندانی ­بودن خود را حذف­ می­کند: «دو سال است در این سلولم. در این سلول­ها افسرانی بودند که پس از کودتای بیست­وهشتم مرداد ماه دستگیر شدند.»

                راوی گاهی ماجراهای داستانی را حذف نامشخص می­کند؛ برای نمونه در­ صفحۀ 751 می‌گوید: «چند هفته بعد بی­بی خبر می­آورد:

- در بازداشتگاه عمومی شهربانی است».

                گاهی نیز زمان داستان بدون هیچ­گونه اشارۀ مستقیم یا غیر­مستقیم حذف ­می­شود و خواننده تنها با پیگیری دقیق خط سیر روایت، می­تواند زمان حذف شده را با پندار خود دریابد. بیشترین و بلند­ترین ­زمان حذف ­شدۀ استنباطی در این ­رمان در جلد سوم اتفاق افتاده است؛ جایی­که راوی در­ صفحه­های «1162، 1163 و 1198» بسیاری از ماجراها و رویدادهای روزانۀ زندگی خود را که در گذار هشت­ سال­ رخ­ داده (از غروب پانزدهم خرداد 1342 تا نیمۀ دوم مرداد 1350)، روایت ­نمی­کند و تنها به روایت بخش اندکی از آن بسنده ­می­کند.

5-2-1-2. خلاصه

فشردن رویداد­های داستانی در مقدار اندکی از روایت، ابزاری ­است که راوی برای سرعت بخشیدن به روایت خود می­تواند ­به­کار بگیرد. راوی و خانواده­اش در خانه حمام ندارند. وی در ­صفحۀ 483، ماجراهای بین راه و سر­زدن به چند­ حمام را فشرده روایت ­می­کند. همچنین در­ صفحۀ 1384، راوی پس از سپری ­کردن یک ­دوره­ حبس چند روزه از زندان آزاد می­شود و پس از آزادی از کارهایی که انجام ­داده، خلاصه­ای چند­سطری را روایت ­­می­کند.

5-2-1-3. بسامد بازگو

در رمان سال­های ابری راوی بسیاری از رویداد­های ک ماهمیت و روزانۀ زندگی خود را که استمرار ­دارد، تنها یک­بار روایت ­می­کند تا بر سرعت روایت بیفزاید و از احوال مخاطب خود ملال­زدایی ­کند. از­ همین ­رو است که برای نمونه، چند­بار­ به سینما رفتن خود، دایی ­سلیم، دایی حامد، یکی از اهالی محل به­نام «حاجیعلی» و پسری به­نام «یونس» را تنها، یک­بار روایت ­می­کند (ن. ک: درویشیان، 1387).

5-2-3. عناصر تثبیت­کنندۀ شتاب روایت در رمان سال­های ابری

5-2-3-1. گفت‌وگو (دیالوگ)

در گفت‌وگو­هایی که راوی چشم­انداز بسیار­دانی و بسیار­گویی را رها­ می­کند، واژه­هایی که شخصیت­های داستانی بر زبان­ می­آورند به­تقریب همان ­واژه­هایی هستند که بازنمود نویسایی می‌یابند. بنابراین، در گفت‌وگو­هایی از این­گونه، شتاب روایت ثابت­ خواهد ­بود. در رمان سال‌های ابری عنصر گفت‌وگو بنیان عناصری ­دیگر، مانند شخصیت­پردازی، صحنه­پردازی، نقل نمایشی و کانونی­سازی است و در ساختار رمان توزیع بالایی دارد. در این ­رمان گفت‌وگو­های درون­خانوادگی (برای نمونه در صفحه­های 126 و 576) به­تقریب دارای شتاب ثابت روایی هستند. گفت‌وگو مهم‌ترین ­ابزار برای بازنمایی صحنۀ نمایشی است.           

5-2-3-2. صحنة نمایشی[73]

صحنة نمایشی داستان را با شتاب ثابت به­پیش­ می­برد و بیشتر از رهگذر گفت‌وگو ممکن ­می­شود. در ­اینجا راوی، دانای کل توضیح­گر نیست، بلکه تنها به دادن اطلاعات بسند­ه­ می‌کند (ن. ک: لوته[74]، 1388). در صحنۀ نمایشی روایت به­ اندازۀ حواس دریابندۀ راوی به­ویژه چشمان مشاهده­گر وی گسترده ­می­شود و جهان ذهنی او به روایت راهی ­نمی­یابد.

                راوی در رمان سال‌های ابری صحنه­های زندگی مردمان ستمدیده را بسیار­هنرمندانه توصیف می­کند: صحنۀ کتک­ خوردن «خالو­حیدر» به­خاطر چند ­دانه­ تخمۀ هندوانه (ن. ک: درویشیان، 1387) و نمایش فقر و تنگدستی خانوادۀ راوی در جای­جای رمان (برای نمونه در­ صفحه­های 454 - 453 و 998 - 997) از ­جمله صحنه­های داستانی­ای هستند که راوی آن­ها را روایت­کرده است.

 

 

جدول 9. فراوانی عناصر کاهندۀ شتاب روایت

عنصرهای کاهندۀ شتاب

فراوانی هر­عنصر در روایت

درنگ توصیفی

59

شخصیت­پردازی

42

گذشته­نگری

396

تک‌گویی

51

استفاده از شعر

74

بسامد (تکرار)

54

جمع

676

جدول 10. فراوانی عناصر افزایندۀ شتاب روایت

 

عنصرهای افزایندۀ شتاب

فراوانی هر­عنصر در روایت

حذف

180

خلاصه

52

بسامد بازگو

369

جمع

601

 5-3. بسامد در رمان سال­های ابری

سومین ­مقولۀ دستگاه روایت­شناسی ژنت، بسامد است که به بررسی هر ­چند ­بار روی­ دادن یک حادثه و هر­ چند ­بار تکرار ­شدن آن­ حادثه در روایت می­پردازد و با گونه­های مفرد، مکرر و بازگو شناخته ­می­شود.

5-3-1. بسامد مفرد

چنان که گفته ­شد، بسامد مفرد خود بر دو­گونه است: رویدادی که یک­بار اتفاق­ افتاده، یک­بار روایت­ می­شود (بسامد مفرد تک­وجهی)؛ رویدادی که چندبار اتفاق ­افتاده، همان تعداد­ بار روایت­ می­شود (بسامد مفرد چند­وجهی).

                در رمان سال­های ابری هر­ دو­ گونۀ بسامد مفرد دیده­ می­شود؛ برای نمونه به ­دنیا­ آمدن برادران و خواهران راوی (بشیر، عذرا، حسین و فاطمه) که وی ماجراهای هر­یک را جداگانه در صفحه‌های «18، 414، 718 و 1017» روایت کرده­ است، بسامد مفرد تک­وجهی است.

                نمونه­هایی از بسامد مفرد چند­وجهی نیز در این رمان دیده­ می­شود که از ­میان شاخص‌ترین آن­ها می­توان به ماجراهای هفت­ سال ­زندانی­ شدن راوی و شکنجه­های دهشتناکی که در جلد چهارم رمان از­ سر­ می­گذراند در صفحه­های 1245، 1284، 1287، 1311، 1337، 1358، 1362، 1380، 1410، 1544، 1548، 1550، 1554، 1565، 1568، 1586 و 1592 اشاره ­کرد.

5-3-2. بسامد مکرر

بسامد مکرر روایت ­شدن چند­بارۀ یک ­رویداد است. رمان سال­های ابری از آن ­رو که زندگی­نامۀ خود ­نوشت به­شمار­ می­رود با خاطرات متداعی و مکرر راوی در­هم ­تنیده ­است. افزون بر خودِ راوی، دیگر­ شخصیت­های کانونی­شده[75] نیز به یک­رویداد می­نگرند و آن ­رویداد از روایتی چندگانه[76]و چند­صدایی[77] برخوردار­ می­شود. گذشته­نگری­ها و تک­گویی­ها بیشترین ­زمینه را برای بسامد مکرر فراهم­ کرده­اند. از رخدادهایی که در داستان یک­بار روی ­داده، اما راوی آن­ها را چند­بار روایت ­کرده­ است، این نمونۀ را می­توان ­نام­ برد: راوی در­صفحۀ 393 ماجرای چاقو زدن ابراهیم‌بهرام به امیرخان، نمایندۀ تازه راه­یافته به مجلس را مشاهده و روایت ­می­کند و افزون ­بر­ این در چهار ­نوبت دیگر (در صفحه­های «752، 844، 858 و 1244») نیز به شیوۀ تک­گویی و همچنین با شگرد کانونی­سازیِ روایت از زبان آقا مرتضی و خودِ ابراهیم­بهرام، این ماجرا را بازگو­می­کند و بسامد مکرر را پدید ­می­آورد.

5-3-3. بسامد بازگو

رویداد­های روزانه و دارای ارزش روایی پایین که تکرار آن روایت را از تکاپو باز­ می­دارد، تنها یک­بار روایت ­می­شوند تا روایت با شتاب مثبتی به­پیش رود. راوی در رمان سال‌های ابری بسامد بازگو را بار­ها در سطح داستان و روایت به­کار­ گرفته ­است؛ برای نمونه راوی در سرآغاز رمان (صفحۀ 24)، بسیاری از کارهای شخصیت­ها را که روزانه تکرار­می­شود، یک­باره روایت ­می­کند و نیازی به بازگویی و چند­بار­گویی آن‌ها ندیده ­است: «عمو اُلفَت، شوهر دوم بی­بی هم می­آید. او گاه بنایی می­کند و این روزها، صبح زود، تاریک و روشن شناسنامه­اش را برمی­دارد و به راه می­افتد. ...»

 

 

جدول 11. فراوانی انواع بسامدهای به­کار­ رفته در رمان سال­های ابری

نوع بسامد

فراوانی

بسامد مفرد

632

بسامد مکرر

54

بسامد بازگو

369

جمع

1055

  1. یافته­های پژوهش

 - بسامد مفرد تک­وجهی به ­الزام، کاهنده یا تثبیت­کنندۀ روایت نیست و می­تواند با توصیف­های گسترده همراه باشد؛ برای نمونه در رمان سال­های ابری داستان «بابای موری» با بسامد مفرد در 5­ صفحه (از صفحۀ 152 تا 157) ریز­نگارانه، روایت ­شده ­است. بسامد­های دارای ساختار مفرد گنجایش شتاب ثابت بیشتری را در روایت دارند.

 - بسامد مفرد چند­وجهی امکان تولید معانی متفاوتی را در بافت­های گوناگون برای یک­رویداد داستانی فراهم ­می­کند؛ برای نمونه در رمان سال­های ابری نقل مکان کردن­های چندین ­بارۀ خانوادۀ راوی (ن. ک: درویشیان، 1387)، هر­بار نشانه­های ضمنی متفاوتی را تولید ­می‌کند؛ از فضا­سازی و شخصیت­پردازی گرفته تا پی­ریزی و تسلسل پیرنگ داستان­ها، همگی از کنش­های داستانی چنین­تکراری است.

 - در رمان سال­های ابری، نویسنده گاهی برای آنکه داستان را بیش از ­اندازه از تکاپو نیندازد، پس از پایان روایت یک ­رخداد، سه­ سطر سفید روایی را برای زمان حذف­ شدۀ داستان می­سازد؛ چنان که در­ جلد چهارم از صفحۀ 1371 تا 1622 این ­تکنیک را 63­ بار به نمایش­گذاشته­ و در هر ­یک از صفحه­های 1376 و 1552 نیز به­جای یک­بار، دو­بار از تکنیک روایی میان­پردۀ تهی استفاده ­کرده ­است.

بحث و نتیجه­گیری

در رمان سال­های ابری، گذار غالب داستان، سیری خطی داشته ­است، اما گذشته­نگری­ها و آینده‌نگری­ها نیز در آن دیده­ می­شود. هر­سه­ گونۀ گذشته­نگری­های دور، نزدیک و مرکب در این­ رمان کاربرد­ داشته ­است: گذشته­نگری­های دور بیشتر از زبان دیگر­شخصیت­ها به­انجام می‌رسد، زیرا برون­داستانی هستند و برای راوی اطلاع تازه­ای به­شمار ­می­روند. در گذشته‌نگری‌های نزدیک، راوی در­کنار دیگر­شخصیت­ها به روایت رخداد­ها می­پردازد و بیشتر گذشته­نگری­های رمان از این­گونه هستند. گذشته­نگری­های تو­در­تو که با نمود فعلی بعید و ابعد روایت ­می­شوند نیز شیوه­ای دیگر از گذشته­نگری و در چهارچوب نظری پژوهش شگردی نوآیین هستند. آینده­نگری­ها هم به­شیوۀ درون­داستانی و برون­داستانی روایت­می­شوند که آینده‌نگری­های برون­داستانی روایتی تُهی دارند.

                مقایسۀ شمارگان گذشته­نگری­ها و آینده‌نگری‌های رمان سال­های ابری نشان­می­دهد که گذشته­نگری­ها بیش­ از دو ­برابر آینده­نگری­ها هستند. بیشتر گذشته­نگری­ها را به­ترتیب، شخصیت­های فرعی، شخصیت­های اصلی و آن­گاه خودِ راوی انجام­ داده­اند، حال ­آنکه بیشتر آینده­نگری­ها را خودِ راوی از زاویۀ دید اول­ شخص انجام­ داده ­است که پراکنش شمارگان این ­زمان­پریشی­ها و چشم­انداز روایت­ شدن آن­ها با آرای ژنت همخوانی یک­به­یک دارد. بیشتر این زمان­پریشی­ها در ساختار روایی رمان معانی بلاغی ضمنی ایجاد ­کرده­اند.

                تداوم میانگین زمان داستان در روایت، 42/7­ روز از داستان در هر صفحه از رمان است که مقایسۀ تداوم میانگین هر ­یک از جلد­های چهار­گانۀ رمان با تداوم میانگین همۀ رمان نشان­می­دهد شتاب روایت در هر ­جلد به­ترتیبِ شمار، منفی، مثبت، مثبت و منفی است. راوی گاهی یک ­زمان مشخص از داستان را به­کوتاهی و گاهی همان ­مقدار ­زمان را به­ گستردگی روایت­ می­کند که متضمن تأکید، اِعجاب و اِرهاب است و ارزش بلاغی دارد. درنگ­های توصیفی، شخصیت‌پردازی­ها، گذشته­نگری­ها، تک­گویی­های درونی، کاربرد فراوان شعر در لا­به­لای روایت­ها و بسامد­های مفرد و مکرر از عناصر کاهندۀ شتاب روایت در رمان سال­های ابری هستند.

                حذف­های آشکارِ مشخص و نا­مشخص و حذف­های استنباطی، خلاصه­گویی­ها و بسامدهای بازگو نیز ابزار­های راوی برای افزودن شتاب روایت به­شمار­می­روند. از­ میانِ عناصرِ کاهندۀ شتابِ روایت، گذشته­نگری­ها، استفاده از شعر، درنگ­های توصیفی و بسامد­ها به ترتیب بیشترین­تأثیر را در کاهش شتاب روایت داشته­اند و از­ میان عناصر افزایندۀ شتاب روایت به­ترتیب بسامد­های بازگو، حذف­ها و خلاصه­گویی­ها نقش برجسته­ای در افزایش شتاب روایت داشته­اند. در دستگاه نظری ژنت به همۀ این­عناصر و ابزار­های کاهنده و افزایندۀ شتاب روایت (مانند کاربرد شعر)، اشارۀ مستقیم نشده ­است. بنابراین، هر­نمونۀ مطالعاتی بر پایۀ آرای ژنت، می­تواند نویافته­هایی نظری را به­همراه داشته ­باشد. همچنین بسامد­های مفرد تک­وجهی و چند­وجهی و بسامد­های مکرر شتاب روایت را کاسته و بسامد­های بازگو شتاب روایت را افزوده­اند. بسامد­های مفرد بیشترین شمار را در گذار روایی رمان دارند که این ­پدیدار روایی با گذار کُند و بیشتر ­خطیِ داستان ­مناسبت ­دارد. پس­ از بسامد­های مفرد، بسامدهای بازگو، فراوانی بیشتری دارند که به افزایش شتاب روایی داستان یاری­ رسانده­اند. فراز­و­فرودِ گذار زمان داستان از میان روایت رمان سال­های ابری نشان­ می­دهد که راوی- نویسنده در جلد نخست و جلد چهارم، روایت را با توصیف­ها و تداعی­های بسیاری گسترانیده و سرعت سپری ­شدن زمان داستان را کاسته ­است تا شگرد­های داستان­پردازی به­ویژه شخصیت­پردازی و زمینه­سازی را به­کار گیرد، اما به­کار­گیری عنصری مانند کاربرد شعر در بر افزودن شبهِ­زمان رمان، لحن و شخصیت­پردازی در رمان را متأثر از ذهن شاعرانۀ نویسنده کرده و تُنک­مایه کرده ­است.

                در جلد­های دوم و سوم رمان سرعت زمان داستان در روایت رمان، افزوده­ می­شود که این رخداد ­برآمده از افزایش کُنِش­ها و رویداد­های داستانی و کاهش توصیف­ها و تداعی­هاست. کتاب رمان سال­های ابری بیش­ از هر­ شگرد هنری، ­روی برانگیختن احساس مخاطب و همراه کردن همۀ اِدراک او با کتاب زندگی نویسندۀ آن مایه­ گذاشته­ است.

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم.

 

[1]. Genette, G.

[2]. Autobiography

[3]. Martin, W.

[4]. Narrative

[5]. Bennett, A. & Royle, N.

[6]. Roland Barthes

[7]. برای آشنا­شدن با دیگر ­تعریف­های انجام ­شده از روایت و سازه­های روایت، بنگرید به: تولان (1386)، لینت‌ولت‌ (1390) و پرینس (1394). 

[8]. Narrativity

[9]. Structuralism

[10]. Schmidt, W.

[11]. Prince, G.

[12]. Herman, D.

[13]. چکیده­ای از این­ دیدگاه‌ها را در بارت (1394) ببنیدید.

[14]. Todorov, T.

[15]. Grammaire du Décaméron

[16]. Tyson, L.

[17]. دربارۀ تاریخچۀ روایت­شناسی -به­ویژه در مفهوم ساختار­گرایانه­اش- بنگرید به: Barthes, 1994.

[18]. امروزه روایت­پژوهان به بلاغت روایت، بافت اثر روایی و دریافت مخاطب بسیار تأکید­ ورزیده­اند و از خودبسندگی رویکرد روایی درگذشته­اند (ن. ک: هرمن، 1393). همچنین روایت­شناسی با دیگر­حوزه­های علم و دانش بشری پیوند سازنده­ای برقرار­کرده­است (همان).  

[19]. Schmitz, Th.

[20]. signified and signifier

[21]. In Search of Lost Time

[22]. Marcel Proust

[23]. Makaryk, I. R.

[24] Culler, J.

[25] . دربارۀ زندگی و آثار ژرار ژنت و نقد آرای او، بنگرید به: احمدی (1370)، هارلند (1388) و سلدن (1371).

[26]. Edward Morgan Forster

[27]. Narrative Discourse: an Essay in Method

[28]. Time Scheme

[29]. Rimmon-Kenan, Sh.

[30]. order

[31]. duration

[32]. frequency

[33] Ricoeur

[34]. anachronies

[35]. flashback

[36]. retrospection

[37]. foreshadowing

[38]. anticipation

[39]. analepsis

[40]. prolepsis

[41]. external analepses

[42]. internal analepses

[43]. mixed analepses

[44]. internal prolepses

[45]. external prolepses

[46]. mixed prolepses

[47]. Allot, M. F.

[48]. pseudo-time

[49]. length

[50]. deceleration

[51]. descriptive pause

[52]. acceleration

[53]. ellipsis

[54] . explicit

[55] . implicit

[56]. definite

[57]. indefinite

[58]. summary

[59]. constancy

[60]. isochrony

[61]. scene

[62]. diegesis

[63]. singulativ ferqueency

[64]. 1N/1S

[65]. singulative narrative

[66]. nN/nS

[67]. repetitive ferqueency

[68]. nN/1S

[69]. iterative ferqueency

[70]. 1N/nS

[71]. iterative narrative

[72]. برخی از مقادیر کمّی اعشاری در بررسی شتاب رمان به­سوی مقادیر نزدیک­تر گِرد ­شده­اند.

 

[73]. dramatic scene

[74]. Lothe, J.

[75]. focalized

[76]. multiple

[77]. multiphonic

آسابرگر، آرتور. (۱۳۸۰). روایت در فرهنگ عامه، رسانه و زندگی روزمره. ترجمۀ محمد­رضا لیراوی. تهران: سروش.
آلوت، میریام فاریس. (1368). رمان به روایت رمان‌نویسان. ترجمة علی‌محمد حق‌شناس. تهران: مرکز.
احمدی، بابک. (۱۳۷۰). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.
اخوت، احمد. (۱۳۷۱). دستور زبان داستان. اصفهان: فردا.
اسکولز، رابرت. (۱۳93). درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات. ترجمۀ فرزانه طاهری. چ 3. تهران: نشر آگاه.
اشمیتس، توماس. (۱۳۸۹). درآمدی بر نظریۀ ادبی جدید و ادبیات کلاسیک. ترجمۀ حسن صبوری و صمد علیون. تبریز: دانشگاه تبریز.
اشمید، وولف. (1394). درآمدی بر روایت­شناسی. ترجمۀ دکتر تقی پورنامداریان و نیره پاک­مهر. تهران: سیاهرود.
بارت، رولان. (1394). درآمدی بر تحلیل ساختاری روایت­ها. در درآمدی به روایت­شناسی. ترجمۀ هوشنگ رهنما. تهران: هرمس.
برتنس، هانس. (۱۳۸۷). مبانی نظریۀ ادبی. ترجمۀ محمدرضا ابوالقاسمی. چ 2. تهران: ماهی.
بنت، اندرو و رویل، نیکولاس. (۱۳۸۸). مقدمه­ای بر ادبیات، نقد و نظریه. ترجمۀ احمد تمیم­داری. تهران: پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
 بیشاب، لئونارد. (1383). درس­هایی درباره داستان­نویسی. ترجمۀ محسن سلیمانی. چ 3. تهران: انتشارات سوره­مهر.
پرینس، جرالد. (۱۳۹۱). روایت‌شناسی: شکل و کارکرد. ترجمۀ محمد شهبا. تهران: مینوی خرد.
_________. (1394). «روایت­شناسی». در درآمدی به روایت­شناسی. ترجمۀ هوشنگ رهنما. تهران: هرمس.
تایسن، لُیس. (۱۳۸۷)، نظریۀ نقد ادبی معاصر. ترجمۀ مازیار حسین­زاده و فاطمه حسینی. تهران: انتشارات نگاه ام روز، حکایت قلم نوین.
تودوروف، تزوتان. (۱۳۷۹). بوطیقای ساختارگرا. ترجمۀ محمد نبوی. تهران: آگاه.
تولان، مایکل جی. (۱۳۸۳). درآمدی نقادی - زبان شناختی بر روایت. ترجمۀ ابوالفضل حری. تهران: بنیاد سینمایی فارابی.
درویشیان، علی‌اشرف. (1387). سال‌های ابری. چ 7. تهران: چشمه.
ریکور، پل. (۱۳۸۳). زمان و حکایت: کتاب اول، پیرنگ و حکایت تاریخی. ترجمۀ مهشید نونهالی. تهران: گام نو.
ریمون. ک:نان، شلومیت. (۱۳۸۷). روایت داستانی: بوطیقای معاصر. ترجمۀ ابوالفضل حری. تهران: نیلوفر.
سلدن، رامان. (۱۳۷2). راهنمای نظریۀ ادبی معاصر. ترجمۀ عباس مخبر. تهران: طرح نو.
فورستر، ادوارد مورگان. (1369). جنبه­های رمان. ترجمۀ ابراهیم یونسی. چ 4. تهران: نگاه.
کالر، جاناتان. (۱۳۸۵). نظریۀ ادبی (معرفی بسیار مختصر). ترجمۀ فرزانه طاهری. چ 2. تهران: مرکز.
لوته، یاکوب. (۱۳۸8). مقدمه­ای بر روایت در ادبیات و سینما. ترجمۀ امید نیک­فرجام. تهران: مینوی خرد.
لینت‌ولت، ژپ. (۱۳90). ر ساله­ای در باب گونه­شناسی نقطۀ دید. ترجمۀ علی عباسی و نصرت حجازی. تهران: علمی و فرهنگی.
مارتین، والاس. (۱۳۸۶). نظریه­های روایت. ترجمۀ محمد شهبا. چ 2. تهران: هرمس.
مکاریک، ایرنا ریما. (۱۳۸۵). دانشنامۀ ادبی معاصر. ترجمۀ محمد نبوی و مهران مهاجر. چ 2. تهران: آگه.
میرصادقی، جمال و میرصادقی، میمنت. (۱۳۷۷). واژه­نامۀ هنر داستان­نویسی. تهران: کتاب مهناز.
هارلند، ریچارد. (۱۳۸8). درآمدی تاریخی بر نظریۀ ادبی از افلاتون تا بارت. ترجمۀ علی معصومی، شاپور جورکش و دیگران. چ 3. تهران: چشمه.
هرمن، دیوید. (1393). عناصر بنیادین در نظریه­های روایت. ترجمۀ حسین صافی. تهران: نی.