نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه ساده

چکیده

محمود دولت آبادی از جمله نویسندگان خطۀ خراسان است که آثار داستانی خود را با ویژگی‌های اقلیمی و به ویژه مؤلفه‌های روستایی پدید آورده است. مارکز نیز در آمریکای جنوبی از نویسندگانی است که دارای آثاری خاص با ویژگی‌های منحصر به فرد است. در این پژوهش رمان جای خالی سلوچ و صد سال تنهایی مارکز با روش توصیفی –تحلیلی و تطبیقی از جهت تفاوتها و تشابهات ادبیات اقلیمی با هم مقایسه شده اند و نتیجه این است که از نظر ویژگی‌های اقلیمی روستا هر دو رمان دارای ویژگی‌های مشترکی هستند مانند جنس خاص مصالح ساختمانی، نزدیکی به طبیعت بکر، دوری از زندگی تجملی و برخی شرایط زندگی که سادگی و ابتدایی بودن احتیاجات را می رساند گر چه تفاوت مهمی در نحوه پرداختن به این مضامین در این کتابها وجود دارد که به سبک نگارش نویسندگان مربوط است. تفاوتها در حوزه فرهنگ و اوضاع اجتماعی بروز می کند. دولت آبادی محیطی کاملا روستایی را به تصویر کشیده که همه ویژگی‌های روستا را در آن می توان دید و هدفش نشان دادن مشکلات روستائیان در دهه چهل ایران و نحوه تعامل مردم با آن بوده است اما مارکز با هدف نشان دادن چگونگی تبدیل یک دهکده به شهری بزرگ و پیشرفته ماکوندو را پدید آورده و کمتر به ویژگی‌های روستایی آن پرداخته است و بیشتر آداب و رسوم و باورهای مردم آمریکای جنوبی را به عنوان شرایط اقلیمی نشان داده است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The The Study and Comparison of Domesticism in the Works of Mahmoud Dolatabadi and Gabriel Garcia Marquez

نویسنده [English]

  • hosein khorshidi

free

چکیده [English]

Climate Literature is a type of literature which is an outcome of climatic and geographical conditions.Climate Literature,in Iran,contains a number of branches including the Climate Literature of the South (The School of Khouzestan),the Climate Literature of the North (The School of Gilan),Isfahan's Climate Literature (The School of Isfahan),Khorasan's Climate Literature (The School of Khorasan) and Rural Literature.It is essential to remind that these schools usually find their meanings through Fiction.

An important part of Climate Literature is Rural Literature.The cultural and social developments of the 40s (Land Reform,arguments on Westernism and the need to return to the simple and traditional way of rural life) made the authors to take a new look at rural problems and led to a new approach which was entitled as Rural Literature.

Rural Literature started seriously with the monographs of Jalal Aleahmad and Gholamhosein Saedi,but Gholamhosein Saedi was the actual leader of Rural Literature in Iran.Most of his stories have a rural theme.Azadaran-e-Bayal,Toop and Tars-o-Larz gain their themes out of his journeys and researches throughout different parts of Iran.Another one of such active authors is Mahmoud Dolatabadi.Although paying attention to rural issues especially the ones of the rural parts of Azerbaijan is seen in the works of Samad Behrangi and Amin Faqiri,the extensive and focal aspect of this type of literature has revealed its echos in numerous works of Mahmoud Dolatabadi.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Garcia Marquez
  • is Rural Literature
  • Dolatabadi