زندگی خصوصی مولانا در لایه‌های پنهان نخستین داستان مثنوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

مقاله حاضر، خوانشی متفاوت از داستان نخست مثنوی به منظور بازجست انعکاس سایه‌وار زندگی خصوصی مولانا و ارتباطات اجتماعی وی با افراد مهم و تأثیرگذار در زندگی اوست. لذا ضمن تأیید و صحه گذاشتن بر قرائت‌ها و تأویلات متعدّدی که تا کنون محقّقان برجسته‌ی ایرانی و غیرایرانی از این داستان به عمل آورده‌اند، داستان را در «بستر تاریخیِ» زندگی مولانا تحلیل خواهیم کرد. می‌دانیم مولوی خاطرات آشنایی و زندگی با شمس و پایان تراژیک این ارتباط را در فاصله‌ی طولانی بین غیاب شمس و آغاز سرایش مثنوی، در جهان عینیّت، علی‌رغم درگیری ذهنی شدید و مداوم با آن، به لایه‌های پنهان ذهن خویش می‌رانده و تنها با سرودن غزل‌های جانسوز، آبی بر آتش درون می‌پاشیده است. به نظر می‌رسد خاطرات فروخفته، در نخستین گام روایت‌پردازی، از اعماق ناخودآگاه فردی وی به در آمده و خود را در لایه‌های پنهان روایت نشان داده است. مولانا در این داستان مانند رؤیابینی است که با عمل «جابه‌جایی»، «ادغام» و «فشرده سازی» ضمن این که مهمترین مقطع زندگی خود را گزارش می‌کند، پرده‌ای چندلایه بر آن می‌افکند و تنها «سرّ دلبران»؛ یعنی حکایت حال خود و شمس تبریزی را در «حدیث دیگران»؛ یعنی روایت پادشاه، کنیزک، زرگر و طبیب الهی بازمی‌گوید. بنابراین، حکایتِ «نقد حال» خود را با شخصیّت «پادشاه»، شمس تبریزی را با «طبیب الهی»، کیمیاخاتون را با «کنیزک» و علاءالدّین محمّد را با «زرگر» بر مبنای اصل مشابهت، بازسازی می‌کند تا به صورت پوشیده از عملکرد خود در رابطه با شمس دفاع کرده باشد. زیرا علی‌رغم گذشت بیش از یک دهه از غیاب شمس، هنوز از عریان‌سازی و صراحت کلام هراسان است و سعی می‌کند با ترفندهای روایی بیش از آنکه پرده از حقیقت حال خود با شمس بر دارد، پردهایی ضخیم بر آن بیفکند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Rumi’s Private Life behind the Secret Layers of the First Masnavi Story

نویسنده [English]

  • ghodratolah taheri
چکیده [English]

The present paper aims at a different reading of the first story in Masnaviin order to investigate into the reflection of the private life of Rumi and his social relations with important and influential people in his life. Therefore, in addition to approving the various readings and interpretations by prominent Iranian and foreign researchers, the story will be analyzed based on the history of Rumi’s life in this paper. Rumi had been sending away the memories of meeting and living with Shams and the tragic end of this relation to the secret layers of his mind despite severe mental conflicts he had during the long interval between absence of Shams and writing Masnavi. He tried to calm himself by writing sorrowful ghazals. The suppressed memories seem to come from his unconscious and are revealed in the secret layers of the story’s narration. By using replacement”, “ integration and “condensation in this story, Rumi reports the most important point of his life and expresses his story with Shams in form of another story, that is King, the slave girl, the goldsmith and divine physician. Therefore, he reconstructs the story by replacing himself with king, Shams with the divine physician, Kimia Khatoon with the slave girl, and Ala’eddin Mohammad with the goldsmith so as to defend his act in relation with Shams. Such secrecy is because he is still afraid of clearly stating his condition and tries to conceal the truth of his state of mind by using such narration techniques.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rumi
  • Shams Tabrizi
  • Masnavi
  • the story of the King and Slave Girl
  • history
  • private life