تحلیل ده‌نامه‌های ادب فارسی از دیدگاه انواع ادبی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد واحد نجف آباد

چکیده

در تذکره‌ها، کتاب‌های تاریخ ادبیات، فهرست‌ها و سایر مراجع به دلیل گستردگی و پراکندگی موضوعی، گاه مطالبی نقل می‌شود که نمی‌توان به درستی همه‌ی آن‌ها اطمینان داشت؛ یکی از آن موارد، انتساب آثار نسبتاً زیادی به ده‌نامه‌هاست. این وضعیت گاه نیز حاصل پیش‌داوری‌های غیر تحقیقی و اعتماد بدون مراجعه به اصل آثار است که برخی محققان مرتکب شده‌اند و به اندک نشانه‌ای مانند شباهت نام یا اشاره‌ی صرفاً واژگانی و نه اصطلاحی، یا صرف یادکرد شخصی و مشاهده در کتابی، حکم به تعلّق اثری به نوع خاصی داده‌اند؛ به‌طوری که 23 منظومه به نام ده‌نامه در این آثار ثبت شده است که نیمی از آن‌ها واقعاً ده‌نامه نیستند. پرسش‌های تحقیق نوشته‌ی حاضر، گرد این موارد هستند که نظریه‌های انواع ادبی چه مطالبی را بررسی می‌کنند؟ چه ملاک‌ها و ابزارهایی بیشتر به‌کار تشخیص انواع ادبی می‌آیند؟ آیا همه‌ی آثاری که نام ده‌نامه بر آن‌ها نهاده شده است، ده‌نامه‌ هستند؟ در پایان، پس از حذف 11 اثر که منسوب به ده‌نامه‌اند، 12 اثر باقی می‌ماند که از این تعداد 7 منظومه کاملاً با معیارهای تعیین‌کننده‌ی ژانر ده‌نامه همخوان هستند که عبارتند از: منطق‌العشاق اوحدی مراغه‌ای، محبت‌نامه‌ی ابن‌نصوح، عشاق‌نامه‌ی عبید زاکانی، تحفه‌العشاق رکن صائن سمنانی، روح‌العاشقین شاه شجاع، روضه‌المحبین ابن‌عماد و محبوب‌القلوب حریری. 3 اثر الحاقی به ژانر ده‌نامه نیز وجود دارد که عبارتند از: عشاق‌نامه‌ی عراقی، صحبت‌نامه‌ی همام تبریزی و سی‌نامه‌ی امیرحسینی هروی. اما 2 اثری که بدون بررسی باقی ماندند، روضه‌العاشقین عزیز بخاری و عشرت‌نامه هستند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of Dah-nāmeh (Ten letters) in Persian Literature from a Literary Genre Perspective

نویسنده [English]

  • mahbubeh khorasani
چکیده [English]

Due to fragmentary and wide-ranging subjects in literary biographies, literary histories, bibliographies and other references, some subjects are mentioned which are not reliable in terms of authenticity. A case in point is the numerous works considered to be dah-nāmeh (Ten letters). Sometimes this situation arises as a result of the mistake made by some researchers who prejudge or blindly rely on the quotations without further investigation or reference to the original works. They believed a minor similarity in name, lexical – and not terminological – reference, personal recollection and observance in a book to be a compelling reason for considering a literary work as belonging to a certain genre; in a way that 23 poems are recorded as dah-nāmeh, half of which are not truly of this type. The research questions in this paper are: What is investigated and reviewed based on theories related to literary genres? What criteria and tools are most useful for determining literary genres? Do all works called dah-nāmeh truly belong to this literary genre? At the end, by eliminating 11 works considered to be dah-nāmeh, only 12 of them remained. Seven poems fully meet the criteria for being classified as dah-nāmeh. These poems include Manteq al-Oshshāq by Ohadi Marāghe’i, Mohabat-nāmeh by Ibn Nasouh, Oshshāq-nāmeh by Ubeyd Zākāni, Tohfat al-Oshshāq by Rokn Sā’en Semnāni, Rouh al-Āsheqin by Shah Shojā’, Rozat al-Mohebbin by Ibn Imād and Mahboub al-Qoloub by Hariri. There are another three works belonging to dah-nāmeh genre, including Oshshāq-nāmeh by Araqi, Sohbat-nāmeh by Hemām Tabrizi and Si-nāmeh by Amir Hussein Heravi. However, two works, including Rozat al-Āsheqin by Aziz Bokhāri and Eshrat-nāmeh, were left uninvestigated.

کلیدواژه‌ها [English]

  • lyrical literature
  • theory of literary genres
  • dah-nāmeh (ten letters)
  • structuralism
  • Todorov