شمس تبریزی و اقبال لاهوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

عشق مولانا محمّد اقبال لاهوری به حضرت مولانا جلال الدّین محمّد بلخی معروف به مولانا روم، بسیار و الهانه و عاشقانه و آشکار است. او مولانا را با نام ها و صفات مختلف که از آنها احترام و ارادت خاص وی نسبت به مولانای روم ظاهر می شود، صدا می کند، مانند: مولانا، مولوی، مولانا روم، مولوی رومی، جلال، ملّا، جلال، رومی، پیر رومی، پیر حق سرشت، پیر یزدانی، پیر عجم، مرشد روم، سالار روم و آخوند روم، حکیم پاک زاد و غیره و مثال های بسیار زیاد که کلیات اقبال لاهوری مملو از ذکر و فکر و نام و اشعار مولاناست. او ابیات و اشعار مثنوی مولانا را در مثنوی های خود مثل «اسرار خودی و رموز بی خودی و مثنوی مسافر و مثنوی پس چه باید کرد ای اقوام شرق و جاوید نامه» فراوان می آورد و از آنها نتایج مفید و سودمندی را استخراج می نماید. او گاهی با مرشد روم به سفر رویائی خود به آسمانها و ماه و ستارگان و بهشت و دوزخ می رود و با ارواح گذشتگان بپای صحبت می نشیند. از مولانا، نام و احوال آنان را می پرسد. مولانا پرسشهای مرید هندی خودش را پاسخ می دهد و هم چنین در سراسر مسافرت، ارواح (طواسین) نیک و بد را به وی نشان داده دربارۀ هریک به بحث می پردازد. او از غزلیات مولانا نیز استفاده کرده گاهی ابیات غزلیات و گاهی غزلهای کامل وی را در آثار خود می آورد. او تمام مثنوی های خود را به بحر و وزن و پیروی مولانا سروده است. به همین علّت اقبال را رومی عصر میگویند. اقبال لاهوری خود را مرید و شاگرد و فرزند معنوی مولانا می خواند و تقریباً آنچه دربارۀ زیربنای فکر اسلامی و تجدید حیات اسلام می نویسد، همه و همه را از مولانا گرفته است و جالب اینجاست که او در بعضی موارد سؤال خود را به زبان اردو مطرح می کند

عنوان مقاله [English]

Shams Tabrizi and Iqbal Lahuri

نویسنده [English]

  • shahed chowhadri